
عاشق خدام
عاشق خدام چون منو آفریده و حق زندگی کردن روبهم داده .
عاشق خدام چون تنها کسیه که فریادام برای صدا زدن خودش اذیتش
نمیکنه تازه خوشحالم میشه که دوباره دارم صداش میزنم .
عاشق خدام چون تنها کسیه که بهم نمیگه بسه خسته شدم صدات اذیتم میکنه .
عاشق خدام چون تنها کسیه که مطمئنم منو بخاطر همینی که هستم میخواد .
عاشق خدام چون تنها کسیه که مطمئنم بهم هیچ وقت پشت نمیکنه .
عاشق خدام چون تنها کسیه که وقتی میگم تنهام تازه میفهمم همیشه کنارم
بوده و هیچ وقت تنهام نگذاشته و نمیذاره .
عاشق خدام چون تنها کسیه که همیشه بهم لبخند میزنه .
عاشق خدام چون تنها کسیه که همیشه برام وقت داره .
عاشق خدام چون تنها کسیه که بهم پناه میده .
عاشق خدام چون تنها کسیه که همیشه حواسش بهم بوده وهست ,خواهدبود .
عاشق خدام چون اجازه داده عاشقانه عاشقش باشم .
((کاش خدا همیشه عاشقانه عاشقمون باشه))
.
.
.
.
.
ولی نه فکر کنم خدا عاشق منه نه من عاشق اون
هر دفعه اونه که منو صدا میزنه میگه بیا بنده ی من ، بیا
قربونت برم ، بیا از خودم کمک بخواه چرا میری
مِنّتِ بندهام رو میشکی من که هستم من همیشهکنارت هستم دوباره
منو یادت رفت ، دوباره فکر کردی حواسم بهت نیست
من همیشه حواسم به همه ی بنده هامه من همیشه
مراقبشونم من همیشه کنارشونم و. . .
**
**اما گاهی یادتون میره دارم نگاتون میکنم**
**
برچسب:
نویسنده: حدیث خلیلی